هرگونه اصلاحي را از سوي پاپ به يأس تبديل كرد و او به عقايد تندتري روي آورد و بازگشت‌ به مسيحيت اوليه را خواستار شد. ستايش شديد تصاوير بت پرستي و بقاياي متبرك مقدسين و اعتقاد به شفاعت اوليا را مردود شمرد و حتي اعلام كرد مردم حق دارند كتاب مقدس را بخوانند و هرگونه شعاير ديني را برگزار كنند. در سال 1388 شورايي از سرشماسّان پراگ او را محكوم‌ كردند و ناگزير به توبه شد و به مدت شش ماه از برگزاري مراسم در كليساي خود محروم گشت‌.
وي آثار ديني متعددي تأليف كرد، كه بيشتر به لاتيني و گاه به بوهميايي است‌؛ آثار بوهميايي او به‌كلي نابود شده و ديگر در دست نيست‌. يكي از آثارلاتيني او به‌نام درباب آلودن‌ مكان مقدس‌، قبلاً به ويكليف و هم‌چنين به يان هوس نسبت داده مي‌شد. احتمالاً برخي‌ نوشته‌هاي كوتاه او در ميان مجموعه آثار يان هوس آمده باشد. بي‌شك او از بسياري جهات‌ پيشاهنگ يان هوس بود، هرچند روحيه‌ٴ قهرماني او را نداشت‌.

اِشتيتني

عالم اخلاق‌، متكلم و مصلح ديني بوهميايي‌؛ از پدران ادبيات بوهميايي (حدود 1330ـ1401).
توماس در اشتيتني‌، در جنوب بوهميا، در سال 1330 يا 1331 زاده شد. در دانشگاه پراگ‌ تحصيل كرد، ولي هيچ مدركي به‌دست نياورد و مقارن سال 1360 به اشتيتني بازگشت‌، به اداره‌ٴ املاك خانوادگي پرداخت و ازدواج كرد. در سال 1381 درحالي كه فرزندان و همسرش را از دست داده بود (جز دخترش آنِژكا كه پس از وي زنده بود) به پراگ بازگشت‌. در سال 1401 درگذشت‌. ممكن است آنِژكا پس از مرگ او با يان هوس در تماس بوده‌، هرچند براي توضيح‌ تأثير اشتيتني در جانشين بزرگش يك‌چنين فرضي ضروري نيست‌.
مهم‌ترين ابتكار اشتيتني استفاده از زبان بوهميايي به‌جاي لاتيني براي بحث از مسائل جدي‌ است‌، از قبيل اخلاقيات و الٰهيات‌. اين براي اذهان متكلمان آن زمان كاملاً تكان‌دهنده بود، زيرا در نظر اينان استفاده از زبان بوهميايي (يا هر زبان بومي ديگر) نوعي بي‌احترامي به موضوعي‌ بود كه از آن بحث مي‌شد. توماس اظهار داشت كه بايد مردم عادي بتوانند كتاب مقدس را به زبان‌ خودشان بخوانند و بحث از موضوعات ديني به زبان بوهميايي را هم حق و هم وظيفه‌ٴ هركس‌ دانست‌، همان طور كه پولس رسول براي يهوديان به زبان عبري و براي يونانيان به يوناني سخن‌ مي‌گفت‌. وي تحت تأثير نوشته‌هاي عرفاني بود، از قبيل تسلي ارواح آلبرت كبير كه در آن هنگام‌ به زبان بوهميايي در دسترس بود و موعظه‌هاي ميليچ كرمزيري (باز به زبان بوهميايي‌). همه‌ٴ آنچه حاكي از رشد ذهن اوست‌، همتاي رشد طاعت جديد در هلند و از جهات ديگر شبيه افكار معاصر پيرترش ويكليف است (وفات‌: 1384). البته توماس در اظهار عيب‌هاي كشيشان ترديد نكرد و در ضرورت مبرم اصلاح كليسا اصرار ورزيد؛ با اين‌همه‌، او كاملاً نسبت به اصول كليساي